باید....
بايد فراموشت کنم
چنديست تمرين مي کنم
من مي تنوانم ميشود
آرام تلقين مي کنم
حالم نه اصلا خوب نيست
تا بعد بهتر ميشود
فکري براي اين دل
آرام غمگين مي کنم
من مي پذيرم رفته اي
و برنميگردي همين
خود را براي درک اين
صد بار تحسين مي کنم
کم کم ز يادم ميروي
اين روزگار و رسم اوست
اين جمه را با تلخي اش
صد بار تضمين ميکنم
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۲ ساعت 12:27 توسط علی
|
اینجا در قلب من حد و مرزی