داستان بیمارستان و عشق
از لحظهای که در یکی از اتاقهای بیمارستان بستری شده بودم، زن و شوهری در تخت روبروی من مناقشه
بیپایانی را ادامه میدادند. زن میخواست از بیمارستان مرخص شود و ...
ادامه داستان در ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:33 توسط علی
|
اینجا در قلب من حد و مرزی